تقويم  و  رويدادها |     رو در رو     |  سرگرميها   |   پيوندها   راهنما   |  تماس با ما    |  خانه |  English

 

گفت و گو با اعضاي گروه «دستان»

 گروه موسيقي دستان در غروب روز 18 ژانويه در دانشگاه اموري به اجراي کنسرتي پرداخت که با استقبال گرم حاضران مواجه شد.

 

 اين کنسرت به همت رضا سهرابي برگزار شد که سالهاست در امر تدارک کنسرت، نمايشنامه و به ويژه برگزاري نمايش فيلمهاي سينمايي ايراني در آتلانتا زحمت مي‌کشد. اين گفت و گو هم با همکاري او انجام گرفت، که همين جا از ايشان قدرداني مي‌کنيم.

اعضاي گروه دستان را آقايان حدادي، متبسم، بهروزي نيا، ساماني و فرجپوري تشکيل مي دهند، که متاسفانه کار ويزاي آقاي فرجپوري تا آخرين لحظه درست نشد و در نتيجه ايشان نتوانستند خود را به آتلانتا برسانند.

خبرنگار آتلانتاپرشينز با اعضاي گروه گفت و گوي کوتاهي انجام داده است، که متن آن در زير مي آيد:

آقاي متبسم لطفا تاريخچه کوتاهي در مورد گروه دستان بفرماييد و بگوييد که اين گروه چند وقت است که تشکيل شده و تاکنون چه آلبومهايي عرضه کرده است

گروه دستان در واقع با انگيزه عرضه کارهاي متفاوت در عرصه موسيقي ايران، از حدود 13 سال پيش آغاز کرد و در آن ايام نام ديگري داشت و افراد ديگري هم با آن کار مي کردند و بعد از چندين دوره کاري، نام آن به «دستان» تغيير يافت و به تدريج به ترکيب فعلي رسيديم که يک گروه بسيار منسجم و قوي است.

اعضاي گروه گرچه همه ايراني هستند، اما در نقاط مختلف جهان زندگي مي کنند و گرد آوردن همه آنها در کنار همديگر کار دشواري است و اين خود يکي از دلايلي بود که بعضي از اعضاي سابق را بنا به اين دليل از دست داديم.

آقاي فرجپوري که نتوانستند اينجا باشند، اصلا در ايران زندگي مي کنند و مترصد درست شدن کار ويزاي خود هستند تا به ما بپيوندند. ايشان در سه کنسرت اول گروه در کانادا با ما بودند و در سه کنسرت اخير گروه در آمريکا متاسفانه در کنار بقيه اعضاي گروه نبودند ولي اميدواريم که کار ايشان تا زمان برگزاري کنسرت در لس آنجلس درست شود.

 هدف از اجراي اين تور چه بوده و ظاهرا بخشي از درآمد اين کنسرتها به زلزله زدگان بم اختصاص داده شده است؟

بهروزي نيا: گروه دستان در سال دو تور برگزار مي کند، يکي در اروپا و ديگري در آمريکاي شمالي. ما از مدتها قبل با شهرهاي مختلف تماس گرفتيم تا برنامه تور را بريزيم و سه ماه قبل هم پوستري براي اين تور آماده کرده بوديم و برحسب تصادف عکس زمينه پوستر، نمايي از ارگ بم بود. در جريان سفر بوديم که خبر تاسف بار زلزله بم و ويران شدن ارگ و شهر بم را شنيديم. بين خودمان که صحبت کرديم، قرار گذاشتيم که يک کنسرت ويژه براي کمک به زلزله زدگان بم برپا کنيم، ولي با مشاهده علاقمندي برگزار کنندگان به مشارکت در اين امر، تصميم گرفتيم همه شهرها را در اين کار سهيم کنيم و در واقع بخشي ازدرآمد هر شب کنسرت را به کمک به زلزله زدگان اختصاص دهيم.

همين جا بايد يادي بکنم از زنده ياد ايرج بسطامي، از هنرمندان بزرگ آواز سنتي ايران که از همکاران خوب ما بود و در جريان اين زلزله جان خود را از دست داد.

 بعد از لس آنجلس در ونکور برنامه داريم که نقطه خاتمه تور ما خواهد بود.

 لطفا در مورد آلبومهايي که عرضه کرده ايد، صحبت کنيد

 سي دي هايي که در خارج از ايران ضبط کرده ايم، يکي با شهرام ناظري است و ديگري به نام «سفري به ايران» که با حضور سه نوازنده ضبط شده و سي دي جديد ما که با هنرنمايي خانم پريسا شکل گرفته و اين همان آلبومي است که در فرانسه جايزه بزرگ بهترين موسيقي سال را به خود اختصاص داد. يک سي دي هم با همکاري خانم سيما بينا پر کرده ايم. در کنار اينها، اعضاي گروه به صورت دو نوازي و چند نوازي هم سي دي هاي جداگانه اي عرضه کرده اند. در داخل ايران هم گروه کارهاي زيادي عرضه کرده که از آن جمله مي توانم به سي دي «ساز نو، آواز نو» و «بوي نوروز» با صداي مرحوم ايرج بسطامي اشاره کنم و در حال حاضر مشغول کار با شهرام ناظري هستيم و يک آلبوم هم با همکاري آقاي تعريف در دست کار داريم.

 من از اعضاي گروه خواهش مي کنم که خودشان را معرفي کنند و از سابقه کاري خود بگويند

ساماني: من بهنام ساماني، در گروه تنبک مي نوازم. از سيزده سالگي اين ساز را نزد جمشيد رجبي ياد گرفتم و بعد از همکاري با چند گروه مختلف هنري، از سال 2000 با گروه دستان همکاري دارم.

 

متبسم: من در يک خانواده اهل موسيقي به دنيا آمدم. پدرم نوازنده تار بود و برادرم ويلن مي زد. در واقع من موسيقي را به طور خودجوش يادگرفتم و به تشويق برادرهايم به تهران رفتم و تا سال 1358 درس موسيقي خواندم و سپس به گروه چاووش پيوستم و عضو گروه عارف شدم و از همان ايام درس تار و بعدها درس تار و سه تار مي دادم. در سال 1986 به آلمان رفتم و در آنجا يک گروه موسيقي از هنرمندان آماتور و حرفه اي به نام «چکاوک» تشکيل دادم و يک سالي با آنان کار کردم، ولي تمايل به کار حرفه اي سبب شد تا به همکاران نوازنده و خواننده در ايران رو آورم و با اجراي چند کنسرت هسته اوليه گروه دستان ريخته شد تا اينکه از سال 1991 تمام انرژي خود را روي گروه دستان متمرکز کردم و در کنار آن يک انجمن تار و سه تار تشکيل دادم که اين انجمن سالانه سمينارهايي در اروپا برگزار مي کند که تاکنون نه سال مرتب است که اين سمينارها برگزار شده و اساتيد مختلف از کشورهاي مختلف جهان در روزهاي اين سمينار در کنار هم جمع مي شوند و تجارب خود را در اختيار علاقمندان قرار مي دهند. من سالهاي زيادي در آلمان زندگي کردم، اما اکنون در هلند سکونت دارم.

 بهروزي نيا: 41 ساله هستم و از 9 سالگي موسيقي را شروع کردم و در رشته موسيقي درس خواندم و 7 سال نوازنده تار بودم و برط در واقع ساز دوم من بود، اما چون مي دانستم که اين ساز اصلا ايراني بوده و ريشه ايراني دارد، بيشتر روي آن کار کردم و کوشيدم آن را بيشتر معرفي کنم.

از 17 سالگي به مرکز حفظ و اشاعه موسيقي راه پيدا کردم و در واقع از آنجا بود که کار حرفه اي موسيقي من آغاز شد. با گروههاي مختلفي کار کرده ام و اکنون چند سالي است که با گروه «دستان» همکاري مي کنم.

تاکنون چند سي دي از جمله «بربط»، «کوهستان» و «ياددستان» از من انتشار يافته است و چند سالي است که در وانکوور کانادا اقامت دارم.

پژمان حدادي: من از 10 سالگي آموزش تنبک را نزد اسدالله حجازي و بهمن رجبي ياد گرفتم تا اينکه در سال1989 به آمريکا آمدم و در لس آنجلس با گروههاي مختلف کار کردم و چند مدتي هم با هنرمندان غيرايراني، از جمله هنرمندان هندي، ترکيه و عرب کار کردم. از دو سال پيش با همکاري چندين هنرمند ايراني يک مرکز آموزش موسيقي به نام «ني ريز» در لس آنجلس بر پا کرده ايم. من از سال 1995 به گروه دستان پيوستم.

 

 

 شما در جاهاي مختلف دنيا ساکن هستيد، اين هماهنگي کاري را چگونه پديد مي آوريد؟

نکته مهم در کار گروهي، تفاهم و هماهنگي فکري است. نوازندگان در ضمن بايد از نظر توانايي تکنيکي و دانش موسيقي نيز کم و بيش هم سطح باشند. اين نکته در مورد اعضاي گروه دستان به خوبي صادق است و همه آنها از دانش موسيقي سطح بالا و توانايي تکنيکي ارزنده اي برخوردارند. در نتيجه وقتي يکي از اعضاي گروه قطعه اي مي نويسد، نواري از آن را براي بقيه مي فرستد تا آنها هم روي آن کار کنند و احيانا از پيشنهادي دارند عرضه کنند. ولي در اصل همان دو نکته اي که در ابتدا به آنها اشاره کردم، يعني توانايي تکنيکي و درک هنري که ماحصل همکاري چند ساله است، بايد وجود داشته باشد که خوشبختانه در گروه ما هر دوي اينها به خوبي ديده مي شود.

در خاتمه اين گفت و گو، رضا سهرابي اشاره کرد که به زودي برنامه هاي ارزنده اي در آتلانتا عرضه خواهد کرد که از آن جمله به کنسرت گروه «ضربانگ» در بهار و فستيوال فيلمهاي ايراني در موزه اشاره شد. به گفته آقاي سهرابي، اين فستيوال امسال هفت ساله خواهد شد. او اميدوار است که در زمستان آينده دوباره شجريان و گروهش را نيز به آتلانتا دعوت کند.