|
گفت و گو با مصطفي دره باغي
مصطفي دره باغي
38 سال بيشتر ندارد، اما
وقتي به کارنامه آثار و موفقيتهايش نگاه مي کني، خيال مي کني که بايد
پيرتر از اينها باشد.
38 سال سن و اين همه نمايشگاه و دستاورد و
جايزه!!

متولد 1345 شمسي (1966 ميلادي) است. از
هنرستان هنرهاي زيباي تهران فارغ التحصيل شده و سپس از دانشکده هنر
دانشگاه آزاد تهران سر درآورده و ليسانس گرفته است. بيش از 40 نمايشگاه
گروهي در ايران، آمريکا، سوﺋﺪ، هند، بلژيک و امارات متحده عربي برگزار
کرده و اين جوايز را دريافت کرده است:
جايزه ويژه استعداد جوان، نمايشگاه تجربي
نقاشي و گرافيک 1992
جايزه نفر سوم از نمايشگاه بين المللي
نقاشي گل و گياه ايران 1992
جايزه نفر اول مسابقه منظره سازي 1995
تقدير از نمايشگاه نقاشي در موزه
ايندياناپليس، اينديانا 1999
جايزه نفر اول پنجمين دوسالانه نقاشي
ايران 2001
مجموعه اي از آثار او چندي پيش در سالن
«اليانس فرانسز» در آتلانتا به نمايش گذاشته شده بود که با استقبال گرم
مردم روبرو شد و بخش اعظم تابلوهاي او در اين نمايشگاه به فروش رفت. در
حال حاضر آثاري از مصطفي دره باغي در گالري لاگرکويست در ميدتاون
آتلانتا عرضه شده است.
اين گفت و گوي کوتاه در منزل اين هنرمند
انجام گرفته و طي آن مصطفي تاريخچه اي از زندگي، کارها، معلمان و نقاشي
بعد از انقلاب را بازگو کرده است.
من به روش آکادميک آموزش نقاشي اعتقاد
زيادي دارم، هرچند نميتوان منکر روشهاي نوين آموزشي شد که خيلي از
مسايل را از آخر به اول ياد ميدهند. من در هنرستان با تکنيک آشنا شدم
و در دانشگاه آن را کامل کردم. در اين مکان، اساتيدي چون غلامحسين
نامي، محمدرضا ايماني و استاد بهاري، استادان من بودند.
در دانشگاه هنر بهترين استادان نقاشي را
داشتيم. در آنجا در محضر نصرت الله مسلميان، هانيبال الخاص، يعقوب
امانپور و در کنار آنها آيدين آغداشلو مباحث عملي و ﺗﺌﻮري هنر را
آموختم.
از سالهاي اواخر دوره هنرستان کارهايم
را در نمايشگاههاي مختلف عرضه ميکردم. اين کار هم موافق داشت و هم
مخالف. مخالفانم ميگفتند که بايد کارت را موقعي به ديوار بزني که حرفي
براي گفتن داشته باشي و من فکر ميکردم که اين حرف را دارم. من تاکنون
حدود 28 نمايشگاه انفرادي برگزار کردهام که هرکدام حرف خاص خود را
ميزنند.

الان دوازده سال است که از ايران خارج
شدهام و اين برايم خيلي مهم بود که به عنوان يک هنرمند، بتوانم مخاطب
و بيننده خارجي پيدا کنم و کارم نقد شود و خوشبختانه نقدهاي خوبي هم
گرفتهام و گزارش نمايشگاههايم در مطبوعات اروپايي و آمريکايي به چاپ
رسيده است.
از حدود پنج سال پيش به آمريکا آمدم،
ابتدا شش ماه ماندم و چند نمايشگاه گذاشتم، ولي ماندگار نشدم. دوباره
دو سال پيش به آمريکا بازگشتم و در حال حاضر به طور جدي در اينجا کار
ميکنم و فعلا در آتلانتا مستقر هستم.

هنر ايران و به ويژه نقاشي، سينما و
موسيقي ايراني بعد از انقلاب دستخوش تحولات بزرگي شد. هنرمندان ايراني
حالا بعد از طي آن دوره پر تب و تاب اوايل انقلاب، به مرحله انتخاب
رسيدهاند و بايد ببينند که چه چارچوبي ميخواهند بگيرند. البته اين را
هم بگويم که نقاشان و هنرمندان ايراني، اسير کليشهها هستند و البته
اين امر فقط منحصر به ايران نيست. اما هنرمند کسي است که اين قالبها و
کليشهها را ميشکند و از آن بيرون ميآيد. بعضي از هنرمندان ايراني
توانستهاند اين کار را بکنند.

حسين خسروجردي يکي از اين هنرمندان است
که توانسته قالب شکني کند. هنرمندان ما بايد از مرز ايران بيرون بيايند
و عرصه کاري خود را گسترده تر کنند و اين کار در سالهاي اخير در قالب
فعاليتهاي گروههاي هنري انجام يافته است.

|